ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
     
 
 
جان در مقابل عشق

ظهر بود و آفتاب دیوانه وار در آسمان می درخشید و هراس میان خیمه ها پرسه می زد.
فرات آن روز به تکاپو درآمده بود و آرامش را از چشم ها ربوده بود. اشک خیمه ها را به هم پیوند زده بود و آه سکوت را در هم شکسته بود. بیابان آشفته و چشم ها نگران. همه چیز خبر از حادثه ای تلخ می داد. دور از خیمه ها کرکس ها به انتظار نشسته بودند. لحظه ها بی تاب بودند و اشک ها بی وقفه، هر لحظه صدای پای مرگ نزدیک تر می شد. مرگ در کمین نشسته بود.
ستارگان زمینی با قلبی مالامال از عشق به استقبالش می رفتند. گویا هراس از مرگ در خیمه ها به خواب رفته بود. تیرها رشته های آسمان را گسستند، تیرهایی که حاملان مرگ بودند و ستارگان به سوی مرگ شتافتند و دنیا در حیرت فرو رفت. لب های تشنه ی کویر با خون سیراب شد و خاک با خون وضو گرفت.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

برنامه كم‌نظير پياده‌روي از نجف به كربلا براي زيارت امام حسين عليه‌السلام و يارانش، سال‌هاست در كشور عراق، هر سال در چند مرحله و به صورت باشكوه، برگزار مي‌شود.
اين مراسم معمولاً به مناسبت ايام خاصي مانند اول و نيمه رجب، نيمه شعبان، روز عرفه و اربعين حسيني ـ كه روز زيارت مخصوص امام حسين عليه‌السلام است ـ انجام مي‌شود و اين مراسم اختصاص به شهر نجف ندارد بلكه از شهرهاي ديگر، مانند بصره، ناصريه، سماوه، بغداد، حله و جاهاي ديگر هم مردم به كربلا مي‌آيند.
بنابر اعلام پايگاه اطلاع‌رساني حج، مراسم پياده‌روي معمولاً به‌صورت فردي، خانوادگي، گروهي يا به صورت هيئت‌هاي عزاداري شكل مي‌گيرد.
مسير نجف به كربلا، 2 راه اصلي دارد؛ يكي مستقيم است كه از بيابان‌هاي خشك اين منطقه عبور مي‌كند و مسافت آن حدود 70 كيلومتر است؛ راه ديگر، از كنار رود فرات مي‌گذرد و نزديك به 100 كيلومتر است و زائران حسيني، معمولاً اين مسير را انتخاب مي‌كنند و در مدت 3 روز، آن را مي‌پيمايند برخي نيز با پا و سر برهنه، اين مسير را طي كرده و به عشق و ارادت خويش مي‌افزايند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

وقتی به مسأله عاشورا با تأمل بیشتری دقت می کنیم، نکته های برجسته ای را درک می کنیم که تمامی درس و عبرت است. از ویژگی های بارز امام حسین(ع) در زمینه قیام مقدس عاشورا، عدم تسامح و تساهل در مخالفت با یزید بود. زیرا امام(ع) از آغاز جریان خلافت، آشکارا و بدون هیچ ملاحظه سیاسی مخالفت خود را با جریان خلافت یزید ابراز کرد. از آن جمله فرموده امام(ع) در برابر مروان حکم است، که در مدینه فرمود: اگر با یزید بیعت کنم، باید با اسلام خداحافظی کرد و جدا شد؛ زیرا اسلام به رهبری مثل یزید مبتلا شده و من از جدم رسول ا...(ص) شنیدم که فرمود: خلافت بر آل ابی سفیان حرام است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

یكی از راههای عمیق و در عین حال ساده و آسان برای شناخت اسلام و آثار سازنده آن، مطالعه زندگی اصحاب خاصّ پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امامان معصوم علیهم‏السلام است. آنها كه تا آخر عمر در خط پیامبر و امامان بودند و از جانب آن بزرگوران مورد تأیید قرار گرفتند.

جابر بن عبداللّه انصاری از افراد نادری است كه براستی شاگردفهیم، عارف، پارسا، مجاهد و وارسته پیامبر صلی الله علیه و آله بود. وی بیش از ۹۰سال عمر پربركت خود را در راه اسلام و گسترش آن صرف كرد و شیرمردی مخلص و نستوه،عابدی وارسته و عاشق و عالمی پرتلاش بود. جابر پنج امام را درك كرد، از شاگردان ویاران مخصوص همه آنها بود و در نشر اندیشه آنان، سهمی بزرگ داشت. «جابربن عبداللّهانصاری» كسی بود كه هم اسلام او را پرورش داد و هم او موجب رشد و گسترش اسلام شد. او در این میدان، گوی سبقت از همگنان ربود و چنان درخشید كه وی را از «اصفیا» میدانند.
او به دو موضوع، كه در مكتب اسلام بسیار مهم و سرنوشت ساز است،اهمیت بسیار می داد:
۱ـ پاسداری و نگهبانی عمیق و جدّی از خط راستین ولایت و رهبریامامان برحق،
۲ـ نقل و نشر احادیث پیامبر و امامان علیهم السلام و گسترشفرهنگ اسلام.
او چنان به نشر روایات اهمیت می داد كه در تمام كتب احادیثاسلامی، نام او به عنوان ناقل حدیث و ناشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام می درخشد. پسضروری است كه زندگی این بزرگوار را مورد مطالعه قرار داده، از آن درس گیریم و درزندگی خود به كار بندیم.
جابر كیست؟
جابر بن عبداللّه انصاری یار باوفای پیامبر صلی الله علیه و آلهو شیفته حق و پاسدار جان بركف اسلام حدود پانزده سال قبل از هجرت در مدینه و درخانواده ای محترم، از خاندان «خزرج» متولد شد. پدر جابر «عبداللّه بن عمرو» ازنخستین كسانی است كه قبل از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله از مكه به مدینه،اسلام را پذیرفت.
او تمام زندگی اش را وقف گسترش اسلام كرده بود. و بیش از صدسالداشت.(۱) در جنگ بدر شركت كرد و در جنگ احد به درجه رفیع شهادت دست یافت.(۲) ناممادر جابر «نسیبه» بود و دختر، عقبة بن عدی به شمار می آمد.(۳)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 29 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قرآن کریم و گریه و عزاداری برای سیدالشهداء(ع)

آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود ...

درمقاله حاضر نویسنده به تشریح گریه های با فضیلت از جمله گریهبر امام حسین(ع) پرداخته و موضوع گریه از نگاه قرآن را بررسی کرده است که اینک آنرا با هم از نظر می گذرانیم:
عزای جن و انس بر حسین(ع)
داستان ذبح شدن سالار شهیدان در صحرای کربلا از چنان عظمتیبرخوردار است که تمام پیامبران پیشین را به سوگ خود نشانده است. خاتم الانبیاءپیامبراعظم(ص) نیز از لحظه ای که قنداقه حسین(ع) را به دستان مبارکش دادند تا پایانعمر شریفش بارها و بارها بر پاره تنش گریست. فاطمه زهرا سیده زنان عالمیان نیز اززمانی که نوید داشتن فرزندی به نام حسین را از پدرگرامیش و نیز صدای «اناالمظلوم» حسینش را در رحم شنید، بر مظلومی او اشک بارید. ملائکه مقرب و امامان معصوم نیز برآن حضرت اشک ریخته اند. امام سجاد(ع) تا آخر عمر شریفش چشم از گریه برای مظلومی پدرو خاندانش برنداشت، هر آب و غذایی که درپیش رو می نهادند، اشک می ریخت. هر گوسفندیرا که ذبح می کردند می گریست و می فرمود: آبش دهید. امام صادق(ع) با ورود ماه محرمخنده و تبسم بر لبان مبارکش نمی نشست. امام زمان مهدی موعود (عج) نیز بر جدش اشک میریزد و می فرماید: «یا جداه در مصیبت تو صبح و شام ندبه می کنم و به جای اشک خون میگریم؛ «فلاندبنک صباحا و مساء ولابکین علیک بدل الدموع دما» (بحارالانوار/ ۹۸/۲۳۷ و۳۲۰)
آری مومنان از جن و انس نیز که پیرو راستین انبیاء و ائمه(ع) هستند، علاوه بر دهه عاشورا در هر مجلسی که ذکر مصایب آن حضرت می شود، به نوحهسرایی و روضه خوانی پرداخته و چشمان خود را با درهای بهشتی گریه بر سالار شهیدان(ع) زینت می بخشند و یاد مصیبت های آن کوه صبر و استقامت را همیشه زنده نگه می دارند وبا گلاب اشک، زنگار از دل می زدایند و از منظری دیگر درخت اسلام را با آب دیدگانآبیاری و مزرعه دین را از گزند خشکسالی و قحط معنویت، پاسداری می کنند. از زاویه ایدیگر می توان گفت این عزاداران حسینی بر محرومیت خود از فیض فوز در رکاب دوست با آهو ناله و به زبان حال و قال می گویند: «یا لیتنی کنت معک فافوز فوزا عظیما» (بحارالانوار/ ۹۸/ ۱۸۴)
البته آسمان و زمین، کوه و صحرا، خشکی و دریا و جماد و نبات نیزبه شهادت تأویل کتاب و تصریح سنت، از این قافله سعادت، عقب نمانده و چهل شبانه روزبر شهید بی کفن کربلا گریستند، چنان که بر سر بریده در تشت یحیای زکریا اشک ریختند. (همان/ ۱۳/۱۰۴)
نگهبان اشک خود باشیم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
خدامحوری در سایه امر به معروف

                                    پیامهای تربیتی نهضت حسینی (ع)

نهضت پرافتخار حسینی، منبع لایزال معارف الهی و معنوی است که درپرتو مصباح هدایت وجود مقدس سید الشهداء علیه السلام و در سایة سفینة نجات حضرت،تشنگان حقیقت و پویندگان طریقت را به ساحل سعادت رهنمون است. نهضت امام حسین علیهالسلام قضیه ای شخصی نیست و هیچ گاه در محدودة زمان و مکان خاصی محصور نمانده است،بلکه همانند سایر اولیای بزرگ الهی، جریانی تاریخی است که سنت الهی محسوب می شود،از این رو یقیناً دارای پیام است؛ زیرا سنت های الهی بر همگان و در همه عصر ها ونسل ها جاری است و محدود به زمان و مکان مخصوص و افرادی خاص، نیست. کلام خود آنحضرت به صراحت بیانگر "فراگیر بودن پیام نهضت عاشورا" است؛ آنجا که می فرماید: "مثلی لا یبایع مثله؛ کسی که مانند من فکر می کند با کسی که مانند یزید فکر می کند،بیعت نمی کند". این سخن حضرت نشان می دهد که نهضت عاشورا، یک سنت الهی بوده است نهجریان شخصی؛ چراکه آن حضرت سخن از "مثل خود" و "مثل یزید" دارد نه از "شخص خود" و"شخص یزید". بنابراین پیام نهضت حسینی فراگیر بوده، محدود به زمان خاصی نیست، بلکهنسبت به گذشته، حال و آینده جریان دارد.
با توجه به فراگیر بودن پیام نهضت حسینی، برآنیم تا در ایننوشتار به برخی از آموزه ها و پیام های اخلاقی_ تربیتی نهضت امام حسین (ع) اشارهکرده، از این رهگذر طالبان حقیقت را بیش از پیش با مکتب حیات بخش و الهی آن حضرت،آشنا سازیم.
دعوت به خدامحوری
جهان بینی الهی بر پایة خدامحوری بنا شده که بر اساس آن، جهان وهر آنچه در آن است، پرتویی از آن ذات بی همتاست و هیچ کس و هیچ چیز از دایرة قدرتمطلق الهی بیرون نبوده و نیست. هدف غایی تعلیم و تربیت الهی نیز ایمان و تقرب بهخدا، جلب رضایت الهی و حرکت در راه نیل به آن سرچشمه کمالات و خوبیها و نزدیک شدنبه آن مصدر فیض و در یک کلام "خداگونه" شدن است. بر همین مبنا، سرلوحة رسالت تمامپیامبران الهی فراخوانی مردم به توحید و پرستش خدای یگانه و دوری از طاغوت و مظاهرآن است، چراکه با پذیرش توحید واقعی و نفی شرک، راه دستیابی به کلیة فضایل و مکارماخلاقی بر روی انسانها گشوده می شود. در مکتب انبیای الهی اوج کمال و سعادت انسان،رسیدن به مقام عبودیت و بندگی خداست. خداوند در قرآن کریم، در خصوص هدف زیربنایی وبنیادین بعثت انبیا، چنین بیان فرموده است: "و لَقَد بَعَثْنا فی کلِّ أمَةٍرَسولاً أنْ إعبدُوا اللهَ و اجْتَنِبوا الطاغوتَ؛همانا ما در میان هر امتی پیامبریرا برانگیختیم (تا مردم را پیام دهد) که فقط خدا را پرستش کنید و از طاغوت دوریگزینید"(نحل: ۳۶). امیرالمؤمنین (ع) نیز درباره بعثت پیامبر اکرم (ص) چنین میفرماید: "خدا پیامبر را برانگیخت تا بندگان او آنچه از خداشناسی نمی دانند فراگیرندو به پروردگاری او، پس از انکار و عناد، ایمان بیاورند".


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
قیام حسینی ، قیام علیه بدعت ها!

بسیاری معتقدند قیام حسین بن علی علیه السلام قیام علیه بدعت ها بوده است و سومین امام شیعیان در حقیقت یک مصلح بزرگ اجتماعی است که برای بازگرداندن اصول بر مدار حقیقیشان قیام کرده و در این راه تا آخرین قطره خون ایستادگی کرده است.
اساسا یکی ازآفات و آسیبهای مهمی که جریانهای فکری و فرهنگی بویژه ادیان و شریعت های الهی را در طول تاریخ با مشکلات روبه رو ساخته بدعت و جریانهای بدعت گذاربوده است با این حال بی شک بدعت های بنی امیه یکی از بزرگترین بدعت گذاری ها در اسلام محسوب می شود که در صورت عدم قیام امام حسین (ع) یقینا تنها با گذشت یک سده از فوت پیامبر اسلام (ص) دیگر نامی از دین باقی نمی ماند و اعراب به همان جاهلیت پیشین باز می گشتند.البته امویان به خاطر طینت نژاد پرستانه و منش اشرافی و طاغوتی خود ازابتدا با دعوت اسلامی به مخالفت و دشمنی برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردند.
آن گاه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام بی فایده است به ظاهراسلام اختیار نمودند تا در لوای آن خود را حفظ کرده به منافع سودجویانه خود دست یابند. بارحلت پیامبراسلام در اثر تحولاتی که در جامعه اسلامی پدید آمد بنی امیه از غفلت خلفای اسلامی و جهالت مردم سوء استفاده کرده بر جامعه اسلامی مسلط شدند و با استفاده از امکانات وسیع جامعه نو پا و پیروزاسلامی اصول وارزشهای نبوی و مکتب علوی را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .
در دوران خلافت بیست ساله معاویـه بن ابی سفیان ، مهمترین علل زمینه ساز واقعه کربلا تحقق یافت ، بدعت هایی که در دین پدید آمد زمینه انتقام امویان را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنایات و مفاسد زمامداران اموی و عمال ستمگر آنان ریشه های فساد به تدریج بارور شد تا بالاخره در حادثه کربلا میوه تلخ و زهر آگین خود را در کام جهان اسلام فرو ریخت .
رئوس مهمترین بدعت هایی که معاویه و پس از آن یزید در دین بر جای گذاشت شاید تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت استبدادی و موروثی ، سپردن پست های حساس به افراد نالایق ،ترویج فرهنگ جبر و سکوت وتسلیم، تجدید عصبیت های جاهلی و تفاخر قبیله ای و نژادی ، اسلام زدایی و تحریف معارف دین و... بود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 20 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

حر بن یزید ریاحی ۳۰ هزار نیروی نظامی را ترك گفته و به اردویی پیوست كه كمتر از یكصد نفر رزمنده داشت! وی به خود گفت: <به خدا قسم به دوراهی بهشت و دوزخ رسیده ام اما به خدا قسم هرگز چیزی را بر بهشت ترجیح نخواهم داد، هرچند كه در این راه تنم پاره پاره شده و سوزانده شوم>!این وضعیت <حر ریاحی> بود كه هیچ گونه سابقه آشنایی و یا نسبت خانوادگی با امام حسین(ع) نداشت.
در مقابل او سپهسالا ر دیگری به نام <عمر بن سعد> قرار داشت كه فرزند <سعد وقاص> جنگجوی نامدار صدر اسلا م و فاتح بسیاری از سرزمین ها و از قبیله قریش و هم نسب با امام حسین(ع) بود. وی در آستانه عزیمت امام حسین به سوی كوفه و كربلا به تازگی فرمان والی گری سرزمین <ری> و فرماندهی نیروهای آن سامان را از عبیدا... بن زیاد در كوفه گرفته و در تدارك عزیمت به ری بود كه پیامی از عبیدا... دریافت نمود مبنی بر اینكه شرط حكمرانی ری جنگ با حسین بن علی است، ابتدا باید كار او را خاتمه بدهی و سپس عازم سرزمین ری شوی! عمر بن سعد نیز مانند حر از وقتی كه این پیام را دریافت كرد دچار یك جدال درونی جانكاه و فرساینده با خود گردید، كه چه كار كنم! به جنگ حسین بن علی(ع) رفته و با كشتن او حكومت <ری> را به دست بیاورم و یا اینكه از خیر این منصب گذشته و با پرهیز از این جنایت عظیم عاقبت و آخرت خود را محفوظ دارم؟ چنانكه مورخان به نقل از وی نوشته اند او فرصتی برای تفكر و تامل در این موضوع طلبید و در آن شب آخر در جدال جانفرسایی با خود درگیر بود و تا صبح نخوابید. اما به هنگام پگاه، پلیدی به همه وجود او غلبه كرد و جانش را شیطان تسخیر نمود و برای رهایی از عذاب وجدان خود را چنین تسكین خاطر می داد كه من به كربلا می روم و قضیه را به گونه مسالمت آمیز با صلح پایان می دهم!گویا او نمی دانست كه ویژگی باتلا ق و لجنزار این است كه به تدریج آدمی را در درون خود فرو كشیده و می بلعد، گذاشتن نخستین قدم در باتلا ق، مساوی با هلا كت حتمی و غرق شدن همه تن آدمی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 16 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
مهتاب کربلا

پنجم جمادی الاولی سال پنجم و یا ششم هجری سالروز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا ، حضرت زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ است.
دختری که در خانه ای آسمانی دیده گشود و نام زیبایش را خداوندبر زبان رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ جاری ساخت؛ زینب ...
از همان لحظة ولادت توسط پیامبر مهرابانی ها ستوده شد تا جایگاهرفیع این بانو شناخته شود، زیراکه دختر فاطمه ـ سلام الله علیهما ـ در زمانی نهچندان دور پرچمدار نهضتی عظیم و مدافع دین و ولایت خواهد شد.
تاریخ فضائل و کمالات او را بارها و بارها از زبان معصومان،بزرگان، عالمان و فرهیختگان شنیده و در سینة خود ثبت نموده است. به راستی که بیان وبنان هر گوینده و نویسنده ای ذکر فضائل بانوی کربلا الکن است، و تنها می تواند برگیاز صفحات کمالات و فضائلش را بخواند. در این مجال برخی از توصیفات عقیلة بنی هاشماز دیدگاه بزرگان و دانشمندان مرور می شود. البته ذکر پیشوایان و معصومان ما سخناننورانی بسیاری در توصیف شخصیت صدیقة صغری دارند که ذکر آنها خود کلامی جدا می طلبد،و ما فقط به ذکر گوشه ای از توصیفات مورخین و دانشمندان بسنده می کنیم:
۱) یحیی مازنی می گوید: «من در مدینه مدت زیادی در همسایگی حضرتعلی ـ علیه السلام ـ به سر می بردم، اما در این مدت به خدا قسم هرگز زینب را ندیدمو حتی صدای او را هم نشنیدم». (۱)
۲) از شیخ صدوق روایت شده است که زینب به جهت علم و دانش زیادیکه داشت، از سوی امام حسین ـ علیه السلام ـ نیابت خاص داشت و مردم در مسائل شرعی(حلال و حرام) به ایشان رجوع می کردند. در یک مورد نقل شده است روزی امام حسن وامام حسین ـ علیهما السلام ـ درباره بعضی از سخنان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیهوآله ـ با هم گفت وگو می کردند، حضرت زینب ـ علیها السلام ـ وارد شدند و در بحثایشان شرکت کردند و مساله را با تمام صوری که داشت با تفصیل تمام تبیین فرمودند. حضرت امام حسن ـ علیه السلام ـ وقتی این توانایی فوق العاده خواهر را دیدند، خطاببه او فرمودند: «انک حقا من شجرة النبوة و من معدن الرسالة...» به راستی که تو ازدرخت نبوت و معدن رسالت هستی. (۲)
۳) جاهز که خود ادیبی در عرب است و در این رشته کم نظیر می باشداز خزیمه روایت می کند که پس از شهادت امام حسین وارد کوفه شدند که با ورود اسیراناهل بیت در کوفه و زمان ایراد خطبه توسط زینب بود من هیچ زن اسیری را گویا تر از اوندیدم، چنان سخن می گفت که گویی سخنان از زبان علی علیه السلام خارج می شدند. (۳)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

جغرافیای کربلا

سخن از کربلاست، کربلا یک محدوده جغرافیای تاریخی صرف نیست،کربلا قطعه ای از زمین و فرش است که تا به عرش امتداد یافته، از خاک تا افلاک و ازناسوت تا لاهوت، کربلا تنها یک قطعه از خاک و بیابانی خشک و برهوت نیست، کربلا قطعهای از زمین ترک خورده از بی آبی و رفیق و آشنای همیشگی تشنگی نیست، کربلا محصور ومحدود به زمین و زمان نیست، کربلا همه ی زمین و تمام زمان است، از آغاز خلقت بشر،از آدم تا خاتم و از خاتم تا قرن بی بصیرت بیست و یکم میلادی، کربلا محصور در عرض وطول جغرافیایی نیست؛ بلکه تمام اضلاع و زوایا و مدارات طول و عرض جغرافیایی است کهدر زمینی کوچک خلاصه شده .
کربلا گرچه قطعه ای کوچک است، اما بهشت با تمام وسعتش در آنمعنا شده ، کربلا با تمام تشنگی اش همسایه و هم جوار با رودخانه ای همیشه محزون استکه تا ابد شرمنده لبهای خشک کودکان و طفلان معصوم حسین(ع) که ترکهای لبهای خشکشاننشان از قحطی عاطفه ها و ترک وجدان های خوابیده در بستر عافیت طلبی انسان هایی آدمنما دارد می باشد، انسانهایی که تنها شعار مسلمانی را به غارت برده اند و این ترکها نماد شقاوت و سنگدلی و بی رحمی آنهایی است که حسرت بوسه آب زلال را بر لبهای ترکخورده و تشنه کربلاییان نهاده و نوشیدنش را حرام کرده اند.
کربلا جغرافیای شهادت است. مرکز ثقل حریت و آزادگی زمین. کربلانصف النهار مبدأ و مقسم زمینیان است، خط جدایی دو نیم کره شرقی و غربی . این نصفالنهار پیوسته حایل و تمییز دهنده دو دنیای نیم کره هاست. نیم کره ای غربی سیاه وتاریک، با ساکنانی سفیانی، عباسی، اموی و ... و نیم کره ای شرقی روشن و شفاف باقبیله های هاشمی، علوی، حسینی و مهدوی و خمینی. در این نیم کره، خورشید غروبی نداردو همواره بر آسمان کربلا می درخشد و نور افشانی می کند.
خورشید اینجا لیل و نهاری و شبانه روزی است. شب واژه ای غریب ونامفهوم است، چون خورشید آن دائم النور و روشن و منورالنور و نورالنور است. درکربلا پاک ترین واژه عشق است و وفاداری و استقامت معنا و مفهوم واقعی می یابد کربلاترجمان حصین استواری و استقامت در قول و فعل است که زبانها در آن دچار هرزگویی ولقاقه نمی شوند.
محور اصلی جغرافیای شهادت از میان کربلا می گذرد. درست از میانقتلگاه حسین و یارانش. آنهایی که جرمشان تنها اصلاح و راست کردن نارسائی ها و کژیهای کژ اندیشان بود و به چرخش آوردن محورهای انحراف حول محور یگانگی و اسلام ناب . کربلا ماندگارترین کتاب و صف آسمانی است که قلم سرخ و رنگین آن از خون های پاک وزلال بر برگ های زرین نگاشته شده. و این خونها رنگ نیست که با کوچکترین نوری خود راببازد، بلکه خون کربلا، از صبغه اللهی است که نورانی تر از دیگر انوار است و رنگهاهمه از آن شرمنده اند و محو در آن.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 11 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
علی اصغر(ع) طفل شهید

حسین (ع) به خیمه آمد و به زینب فرمود: «فرزند كوچك مرا بده تا با او وداع كنمطفل را روی دست گرفت و خواست او را ببوسد كه ناگاه حرمله بن كاهل اسدی (لعنه ا...علیه) او را هدف تیر قرار داد. آن تیر در حلق كودك جا گرفت و از دنیا رفت. حسین (ع) فرمود: «این طفل را بگیر.» و دست خود را زیر خون گلوی او می گرفت و چون دستش از خون لبریز می شود و به سوی آسمان می پاشید و می فرمود: «این مصیبتها بر من سهل است، زیرا در راه خداست و خدای من می بیند
حضرت باقر (ع) فرمود: «از آن خونهایی كه حسین (ع) به سوی آسمان پاشید قطره ای به زمین باز نگشت.»و حادثه كشته شدن عبداله بن حسین (ع) به گونه دیگری نقل شده است كه به عقل نزدیك تر است، زیرا زمان، زمان خداحافظی امام با كودكش نبود، چون در آن هنگام با لكشریان كوفه در حال جنگ و خونریزی بودند.زینب (س) خواهر حسین (ع) كودك را بیرون آورد و گفت: «برادر جان! این كودك تو، سه روز است آب ننوشیده



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

کربلای حسین (ع) باغ بهشت
 
 پیامبر اکرم به جابر فرمود: ای جابر قبر فرزندم حسین را زیارت کن چون پاداش زیارت قبر فرزندم معادل یک صد حج مقبول می باشد . و دیگر اینکه : قطعه قبر فرزتدم حسین (ع ) گل زاری است از گل زار های بهشت... و سرزمین کربلا سرزمین بهشت است . (1)
اسحاق بن عمار می گوید : شنیدم که امام صادق می فرمود : از آن روزی که امام حسین (ع) را در آن سرزمین دفن کردند ، آن سرزمین باغی از باغستانهای بهشت شده است ، چون مرقد حسین (ع) کانالی از کانالهای بهشت است . (2)
1-     سوگنامه آل محمد (ص) داشته ماردی ص 509
2-     شیخ صدوق ثوب الاعمال ص 213 حدیث 43

ttp://khademkhalgollah.persianblog.ir





نوشته شده در تاريخ شنبه 4 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
حقانیت،رمز بقای کاروان عاشورا

                                      کربلاتجلی گاه عشق الهی

تاسوعا و عاشورا نزدیک است. هر کس به قدر وسعش بیرق ماتم حسین(ع) را برافراشته است. هر کس هر آنقدر که می تواند در ماتم حسین(ع) شرکت می کند . گویا غم و ماتم پسر ام ابیها از خیلی پیش تر ها در دل ما گنجانده شده است. انگارکربلا، علقمه ، فرات و لب های تشنه بخشی از وجود ماست که با آغاز محرم در عطش عشقحسین (ع) زبانه می کشند .
نمی دانیم چرا ولی همواره وقتی نام مبارک دخت مکرم امیرالمومنینحضرت زینب کبری سلام الله علیها بر لبانمان جاری می شود اندوهی بزرگ قلب های ما رااحاطه می کند و اشک بر گونه ها جاری می گردد . نمی دانیم چرا ولی عالم درون مانقیام می کند وقتی از ابالفضل العباس (ع) ذکری به میان می آید. گویا حسین (ع) وکاروانش جزئی از وجود مایند که با درون مان پیوندی جاودان بر قرار کرده اند و ازاین روست که غم و اندوهشان نیز جزئی از غم اندوه ماست . غم کربلا اندوهی است بزرگدر درونمان که شاید سینه زنی ها و عزاداری های محرم اندکی از این غم بکاهد و آلامما را تسکین دهد.
اما به راستی محرم چه چیز با خود به همراه می آورد که این گونهعالم و آدم را به سوگ می نشاند. در عزاداری حسین (ع) مگر چه چیز گفته می شود کهآتشی تمام وجود مان را در بر می گیرد و جانمان را شعله ور می سازد؟آیا تنها مظلومیتاین کاروان عالم را نوحه گر و بیرق دار عزا و ماتمش کرده؟ آیا تنها دلاوری های این۷۲تن ماندگاری کاروان حسین ( ع ) را بر جریده عالم ثبت کرده است؟ آیا غریبی غریبانماتمکده های شام این کاروان را این چنین بر تارک مظلومیت نشانده است و یا نامردی هاکوفیان و غربت حسین (ع) این چنین شوری در عالم به پا کرده است؟!هر چند تمام اینهاجزئی از مصیبتی بزرگ به نام کربلاست با این حال تنها این سختی ها و ددمنشی هایدشمنان آل پیامبر (ص) ، واقعه عاشورا را بی همتا نکرده است. هر چند جدال لشکری ۳۰هزار نفری با هفتاد و دوتن اوج ددمنشی و سفاکی قلوب نامردان اموی را به تصویر میکشد اما تمام اینها تنها پیرایه های واقعه عظیم کربلاست که بر محور کانون حق مداریو حق پرستی کاروان عاشورا شکل گرفته است .
آخرین شب کربلا شب عجیب و دردناکی است . لشکری ۳۰ هزار نفری درپیشاپیش کاروان عاشورا با شمشیرهایی آخته صف کشیده است. عطش، کاروان را در بر گرفتهاست. دو لشکر با هم اتمام حجت کرده اند و برپایی جنگ در سپیده دم حتمی است.
حسین بن علی علیه السلام شب هنگام یاران خود را جمع می کند و میگوید من در میان اصحاب جهان با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمی دانم . در میانخانواده ها مهربانتر از افراد خانواده خود نمی شناسم . انی لا اعلم اصحاباً اوفی ولاخیراً من اصحابی و لااهل بیت او قبل و لاافضل من اهل بیتی . خداوند شما همه را ازطرف من جزای خیر دهد. من به همه شما اجازه دادم تا همه شماها آزادانه بروید و منشما را حلال کردم این شب تاریک، شما را فرا گرفته در امواج ظلمات، خود را از گرداببیرون بکشید هر کدام از شما دست یکی از افراد خاندان مرا بگیرد و در روستاها وشهرها پراکنده شود زیرا این مردم مرا می خواهند و اگر مرا گرفتار کنند از جستجویدیگران بگذرند...


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 2 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اين زيارت بوى ديگر مى دهد / بوى دلبر، پور كوثر مى دهد
بوى مهدى، سرو هستى مى دهد / بوى ياسين ناى عرشى مى دهد
بوى قائم، بوى امر و مقتدا / اشك قائم، بر شهيد كربلا

زيارت «ناحيه مقدسه» سوگ نامه تأثّرانگيز و مرثيه سوز ناك امام مهدى(عليه السلام)براى امام حسين(عليه السلام) در روز عاشوراست كه عاشقان و شيفتگان اهل بيت(عليهم السلام) در روز عاشورا و غير عاشورا3 آن را زمزمه مى كنند.
امام زمان(عليه السلام)، زائر و مرثيه سرا و وارث حسين(عليه السلام) است؛ كسى كه زمان در تحت اختيار او و تمام صحنه ها و لحظه ها هر روز در مقابل نگاه او است. با نگاهى نافذ جاى جاى دشت بلا و لحظه به لحظه حماسه عاشورا و سختى و تلخى واقعه طف را مشاهده و سوز عطش و سوزش سيلى و تازيانه را بر پيكر عاشورائيان لمس مى كند.
زيارت شونده هر كسى است كه نامش رباينده دل ها و صحن و سرايش آتش افروز جان ها و حرمش، آرامگاه قلب ها و تماشاگه رازهاست.
هيچ زيارتى همانند اين زيارت، عمق فاجعه كربلا را بيان نكرده است. در حقيقت اين زيارت آموزه هايى از عشق، معرفت، عرفان، سوز، حماسه و توسل است. در عين حال كه مرثيه است، مسؤوليت آفرين و حركت ساز هم مى باشد و بر سفيران هدايت عاشورايى شايسته و بايسته است كه با عنايت بيشترى به اين زيارت توجّه كنند و جايگاه والاى اين زيارت را در مجالس حسينى متذكر شوند.

سيماى زيارت

اين زيارت شامل ده بخش كلّى است:

1. سلام

اين نام الهى و زمزمه بهشتيان، رمز گشايش و سلامتى است. سلام در نورديدن فاصله ها و نشانه نبودن فاصله است. راستى در طليعه كدام زيارت «سلام» نيست؟ اما اين زيارت از اكثر قريب به اتفاق آنها بيشتر سلام دارد كه مجموع آنها در چهار محور بيان شده است:

1ـ1. سلام بر انبيا(عليهم السلام)




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
بنا بر نقل مشهور حضرت امام حسین (ع)، در روز۲ محرم سال۶۱ هجریقمری وارد کربلا شد.
براساس احادیث صحیح وارده خدای سبحان به زمین کربلا قداست وشرافتی خاص بخشیده که به هیچ جای دیگر زمین حتی مکه معظمه نبخشیده است. امام سجادفرمود: خداوند بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه کعبه را بیافریند و حرم قرارش دهدزمین کربلا را حرمی امن و مبارک قرار داد و آنگاه که خدای متعال زمین را به لرزهدرآورد و تکانش دهد زمین کربلا همانگونه که هست نورانی و پاکیزه بالا برده می شود ودر برترین باغ از باغ های بهشت و برترین خانه آن جای می گیرد که جز پیامبران در آنمنزل نکنند و کربلا در میان باغ های بهشت همانند ستاره برای ساکنان زمین می درخشد ونور آن چشم بهشتیان را خیره می سازد و ندا می دهد منم سرزمین مقدس پاکیزه و مبارککه سیدالشهدا و سرور جوانان بهشت را دربر گرفته ام. (المزار شیخ مفید ص۳۴)
تربت مقدس کربلا شفابخش است؛ امام صادق فرمود: تربت مزارحسینبزرگترین درمان هر دردی است. روایات مربوط به فضیلت کربلا تنها به آنچه شیعیان ازائمه اطهار نقل کرده اند محدود نمی شود بلکه در بسیاری از کتاب های دیگر فرق مختلفاین حقیقت تبیین شده است.
ملاجلال سیوطی نزدیک به بیست روایت از علمای بزرگ اهل تسننمانند بیهقی، ابی نعیم و... در باب فضیلت تربت کربلا نقل کرده است.
البته تمسک به قداست تربت مزار اولیای الهی امری عقلانی و عادیو مرسوم در میان همه مذاهب خاصه مسلمانان است چنان که علامه سمهودی از بزرگان عامهدر کتاب وفاءالوفاء می نویسد: هنگامی که پیامبر وفات یافت مردم از تربت شریف آنحضرت می گرفتند تا اینکه عایشه دستور داد مقابل شان دیوار کشیدند. درون دیوارسوراخی بود که از آن تربت می گرفتند پس عایشه فرمان داد که آن را هم بستند. (وفاءالوفاء ج۱ ص۳۸۵)
امام صادق فرموده است فاطمه زهرا دختر رسول خدا تسبیحی داشت کهنخ آن پشم بود و شمار تکبیرات را روی آن گره زده بود و آن را با دست می چرخاند وتکبیر و تسبیح می گفت پس از آنکه حمزه بن عبدالمطلب به شهادت رسید حضرت با استفادهاز تربت وی تسبیح درست کرد و مردم نیز چنین کردند و چون حسین به شهادت رسید به خاطرفضیلت و برتری تربت وی مردم به آن روی آوردند.
تاریخ و معنای کربلا


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آذر 1389  توسط محمدعلی حاجیان
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.